Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دومو

تلفظ بین المللی : /dˈuːmuː/ تلفظ :‌ [d'u:mu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دومو ی
  • پیر دومو
  • برونو دومو
  • دافنه دوموریه
  • دوموریه شارل
  • دومون لویی
  • سانتوس دومونت البرتو
  • نظریۀ دومؤلفه ای نوترینو
  • دوموی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دومو. [ دُ ] ( ص مرکب ) دوموی. کسی که در سر یا در ریش او خاصه در ابتدای پیری موی سیاه و سپید باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ). آمیزه مو. فلفل نمکی. کهل. کهله. دوموی. دومویه. با موی جو گندمی. با موی سیاه و سپید. که بعضی تارهای مو سپید و بعضی دیگر سیاه دارد چون مردم چهل ساله. مردیا زنی که نیم موی او سپید و نیمی سیاه است. ( یادداشت مؤلف ). کهل. مردی که موهای او سیاه و سپید باشد.( ناظم الاطباء ). اسمط. سمط...

فرهنگ عمید

کسی که موهای سر و صورتش سیاه و سفید باشد.

فرهنگ فارسی

دومویه، کسی که موهای سروصورتش سیاه وسفیداست
دو موی . کسی که در سر یا در ریش او خاصه در ابتدای پیری موی سیاه و سپید باشد .

کلمات مرتبط

  • دومو ی
  • پیر دومو
  • برونو دومو
  • دافنه دوموریه
  • دوموریه شارل
  • دومون لویی
  • سانتوس دومونت البرتو
  • نظریۀ دومؤلفه ای نوترینو
  • دوموی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات