معانی کلمه : دولت دست نشانده
فرهنگ فارسی
دولتی برخوردار از حاکمیت که در ظاهر به ارادۀ دولت قویتر عمل میکند، ولی درواقع استقلال نسبی دارد
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{puppet state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی برخوردار از حاکمیت که در ظاهر به ارادۀ دولت قوی تر عمل می کند، ولی درواقع استقلال نسبی دارد
