معانی کلمه : دوشک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نهالی، بستر، زیرانداز آکنده از پشم یا پنبه که روی زمین یا تختخواب می اندازند و بالای آن می خوابند، برخوابه.
فرهنگ معین
(شَ ) [ تر. ] (اِ. ) توشک ، تشک .
فرهنگ فارسی
( اسم ) توشک تشک .
گویش مازنی
تشک
/dooshak/ تشک
