Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوستگان

تلفظ بین المللی : /dˈuːsteɡˌɑn/ تلفظ :‌ [d'u:steg,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دوستگانی
  • دوستگانه
  • انجمن دوستان
  • دوستانه
  • دوستانه حرف زدن
  • دوستانه رفتار کردن
  • سخن دوستانه
  • سرزنش دوستانه
  • سرزنش دوستانه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوستگان. ( ص مرکب ، اِ مرکب ) محبوب و معشوق. ( ناظم الاطباء ). دوست. دوستکام. خلیل. حبیب. معشوقه. ( یادداشت مؤلف ): ضمد؛ دو دوستگان به هم داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). دو دوستگان به هم داشتن ؛ یعنی اتخاذ المراءة خلیلین. ( مجمل اللغة ) : کسی را چو من دوستگانی چه بایدکه دل شاد دارد به هر دوستگانی.فرخی.دوستگان دست بر آورد و بدرید نقاب از پس پرده برون آمد با روی چو ماه.منوچهری.عاشق ...

فرهنگ معین

(تَ ) (اِ. ) معشوق .

فرهنگ فارسی

( صفت ) معشوق محبوب .

کلمات مرتبط

  • دوستگانی
  • دوستگانه
  • انجمن دوستان
  • دوستانه
  • دوستانه حرف زدن
  • دوستانه رفتار کردن
  • سخن دوستانه
  • سرزنش دوستانه
  • سرزنش دوستانه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات