کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دوسترین
تلفظ بین المللی :
/duːstˈarin/
تلفظ :
[du:st'aRin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
از دورترین نقطه خارج
تا دورترین نقطه
دورترین
دورترین نقطه
ساکن دورترین نقطه شمالی زمین
دکسترین حلقوی
دوستگین
دکسترین
الدوسترون
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
دوسترین. [ ت َ ] ( ص عالی ) مخفف دوست ترین. دوست تر از همه :
آنکه ورا دوسترین بود گفت
در بن چاهیش بباید نهفت.
نظامی.
کلمات مرتبط
از دورترین نقطه خارج
تا دورترین نقطه
دورترین
دورترین نقطه
ساکن دورترین نقطه شمالی زمین
دکسترین حلقوی
دوستگین
دکسترین
الدوسترون
نظرات