معانی کلمه : دوزنه
لغت نامه دهخدا
دوزنه . [ دُ زَ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) مردی که دارای دو زن است . مردی که شوهر دوزن باشد. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. سوزن.
۲. نیش حشرات گزنده.
دارای دو زن؛ مردی که دو زن داشته باشد.
۱. سوزن.
۲. نیش حشرات گزنده.
دارای دو زن، مردی که دو زن داشته باشد.
۲. نیش حشرات گزنده.
دارای دو زن، مردی که دو زن داشته باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نیش زنبور پشه و مانند آن .
