Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوره

تلفظ بین المللی : /dˈoreː/ تلفظ :‌ [d'oRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • دوره 16 هفته ای دانشگاه
  • دوره ء شباب
  • دوره اجلاسیه دادگاه
  • دوره ازمایش و کاراموزی
  • دوره انترنی
  • دوره انتصاب
  • دوره ای
  • دوره بستری شدن
  • دوره بین جوانی و پیری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دورة. [ دَ رَ ] (ع اِ) گردش . || دایره ٔکوچک . (ناظم الاطباء). || گردی . (دهار).

دوره . [ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) مرتبان کوچک . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). مرتبان کوچک که در میان آن شهد و معجون نگاهدارند. (غیاث ) (آنندراج )....

فرهنگ عمید

سبوی بزرگ که دو دسته دارد.

۱. گردش؛ گردش گرد چیزی؛ یک‌دور گردیدن؛ یک‌بار گردیدن.
۲. (اسم) عهد و زمان.
۳. (موسیقی) [قدیمی] اُکتاو؛ گام.

۱. گردش، گردش گرد چیزی، یک دور گردیدن، یک بار گردیدن.
۲. (اسم ) عهد و زمان.
۳. (موسیقی ) [قدیمی] اُکتاو، گام.
سبوی بزرگ که دو دسته دارد.

فرهنگ معین

(دُ رِ ) [ ع . دورة ] (اِمص . ) مدت زمان معین .

دانشنامه آزاد فارسی

دوره (شیمی)
رجوع شود به:جدول تناوبی عناصر
wikijoo: دوره

فرهنگ فارسی

کندو
محاصره
رسام و حکاک فرانسوی ( و.استراسبورگ ۱۸۳۲ - ف. ۱۸۸۳ م . ) استاد بزرگ چکاکی روی چوب .
گردش، گردش گردچیزی، یک دورگردیدن، یک بارگردیدن
( اسم ) ظرفی که دهانه آن مسطح باشد مرطبان کوچک .
گوستاو رسام و حکاک فرانسوی .

دانشنامه عمومی

دوره (جدول تناوبی)دوره (زمین شناسی)شهرستان دوره (شهرستان دوره)تابع متناوب (تابع دوره ای)wiki: بورکینافاسوی مرکزی است و جمعیت آن ۶۵۸ نفر است.wiki: استان بولکیمده در بورکینافاسوی غربی مرکزی است جمعیت آن ۲۸۵۶ نفر است.wiki: دوره (کوکولوگو)...

نقل قول

دوره (شخصیت عروسکی). دوره نام یکی از شخصیت های عروسکی مجموعهٔ کلاه قرمزی است.
• «پسرم می رم یه جایی برمی گردم ...»
wikiquote: دوره_(شخصیت_عروسکی)

گویش مازنی

ظرف سفالی بزرگ برای آش جو یا گندم،که درتنور و در این ظرف ...

۱اطراف – حوالی ۲دوباره خوانی ۳وسیله ای برای کره گیری ۴گاو ...

/doore/ کندو & اطراف – حوالی - دوباره خوانی ۳وسیله ای برای کره گیری ۴گاو ماده ی آبستن & ظرف سفالی بزرگ برای آش جو یا گندم، که درتنور و در این ظرف پزند & محاصره

مترادف و متضاد

چرخه

مرور

احاطه

دور، محیط

سیر، گردش

دنیا، روزگار

دوران، زمانه، زمان، عصر، عهد، موسم، نوبت، وقت، هنگام

۱. دوران، زمانه، زمان، عصر، عهد، موسم، نوبت، وقت، هنگام
۲. دنیا، روزگار
۳. مرور
۴. دور، محیط
۵. سیر، گردش
۶. احاطه

space (اسم)جا، دوره، فضا، وسعت، مساحت، فاصله، مدت معین، زمان کوتاه، حیزcourse (اسم)جریان، دوره، جهت، سمت،...

فرهنگ فارسی ساره

چرخه

واژه نامه بختیاریکا

بِر
سرین
وِلی وِلی

فرهنگستان زبان و ادب

[گردشگری و جهانگردی] ← دورۀ آموزشی{period} [باستان شناسی، زمین شناسی] هر بازۀ زمانی بر پایۀ مدارک باستان شناختی که محدودۀ زمانی و مکانی آن دقیقاً مشخص باشد [زمین ] واحد زمان زمین شناختی که کوچک تر از دوران و بزرگ تر از دور است{rotation , tree-age rotation} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] فاصلۀ زمانی میان زادآوری تا رسیدن درختان به دار قابل برداشت[فیزیک] ← دورۀ تناوب...

کلمات مرتبط

  • دوره 16 هفته ای دانشگاه
  • دوره ء شباب
  • دوره اجلاسیه دادگاه
  • دوره ازمایش و کاراموزی
  • دوره انترنی
  • دوره انتصاب
  • دوره ای
  • دوره بستری شدن
  • دوره بین جوانی و پیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات