Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دورفرود

تلفظ بین المللی : /dorˈafruːd/ تلفظ :‌ [doR'afRu:d]
لغت نامه دهخدا
  • دورفرودی
  • دورفروشی
  • دور فرود
  • دورفرو
  • دورفردن
  • ناوبری دوربُرد
  • مین دورفرمان
  • میان دورود
  • تس دوربرویل
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دورفرود. [ ف ُ ] (ص مرکب ) دورفرو. هرچیز بسیار عمیق و ژرف . (ناظم الاطباء). گود. (دهار). ژرف . باگودی . عمیق . بعیدالقعر. قعیر. دورتک . دورته . قصعة: قعیرة؛ کاسه ٔ دورفرود. (یادداشت مؤلف ). رسوب ؛ شمشیر که زخمگاه آن دورفرود شود. (دهار). رجوع به دورفرو و دورتک شود.


کلمات مرتبط

  • دورفرودی
  • دورفروشی
  • دور فرود
  • دورفرو
  • دورفردن
  • ناوبری دوربُرد
  • مین دورفرمان
  • میان دورود
  • تس دوربرویل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات