Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دور استادن

تلفظ بین المللی : /dˈuːr ostˈɑdan/ تلفظ :‌ [d'u:R ost'Adan]
لغت نامه دهخدا
  • استاد در کار خود
  • استان ' کبک ' در مشرق کانادا
  • کرسی استادی در دانشگاه
  • آستانه در (درگاهی)
  • اداب و رسوم در استان مازندران
  • استاد همه چی دون
  • استان الونسو دو ایبانز
  • استان دوم
  • استان دیر الزور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دور استادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) دور ایستادن. فاصله گرفتن. با فاصله استادن. ( یادداشت مؤلف ) :
یک از دیگر استاد و آنگاه دور
پر از درد باب و پر از رنج پور.
فردوسی.

کلمات مرتبط

  • استاد در کار خود
  • استان ' کبک ' در مشرق کانادا
  • کرسی استادی در دانشگاه
  • آستانه در (درگاهی)
  • اداب و رسوم در استان مازندران
  • استاد همه چی دون
  • استان الونسو دو ایبانز
  • استان دوم
  • استان دیر الزور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات