Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دودناک

تلفظ بین المللی : /dˈuːdnɑk/ تلفظ :‌ [d'u:dnAk]
لغت نامه دهخدا
  • دودناک شدن
  • دودناک کردن
  • خنبره ٔ دودناک
  • ژزف دوناکسس
  • قاعدگی دردناک
  • ناهمگردی دردناک
  • دردناک بودن
  • سختی و گرفتگی دردناک ماهیچه
  • مرض دردناک
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دودناک . (ص مرکب )پردود. دودی . (التفهیم ). دودآلود. متدخن . آلوده . دودآگین . که رنگ و بوی دود گرفته باشد. کنایه از تیره و آلوده و کدر. که به سیاهی زند. (یادداشت مؤلف ).- خنبره ٔ دودناک ؛ گنبد دودناک . کنایه است از آسمان کبود و تیره : دامن از این خنبره ٔ دودناک پاک بشوییدبه هفت آسمان . نظامی .- گنبد دودناک ؛ کنایه است از آسمان : دماغی کزآسودگی گشت پاک بچربد بر این گنبد دودناک . نظامی .|| آمیخت...

کلمات مرتبط

  • دودناک شدن
  • دودناک کردن
  • خنبره ٔ دودناک
  • ژزف دوناکسس
  • قاعدگی دردناک
  • ناهمگردی دردناک
  • دردناک بودن
  • سختی و گرفتگی دردناک ماهیچه
  • مرض دردناک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات