Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دودمه

تلفظ بین المللی : /duːdˈameː/ تلفظ :‌ [du:d'ame:]
لغت نامه دهخدا
  • دودمِه
  • شمشیر دودمه
  • پوزه دودمه
  • سم دوددهی
  • سیه دوده
  • غواص دوده ای حقیقی
  • کپک دوده ای
  • گل دودیمه
  • مرغ توفان دوده ای تیره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دودمه . [ دُ دَ م َ / م ِ ] (ص نسبی ) با دوبار دم . که دوبار دم دیده یا کشیده باشد. پلو یا چلوی شب مانده که روز دوباره گرم کنند. (یادداشت مؤلف ).

دودمه . [ دُ دَ م َ / م ِ ] (ص نسبی ) دارای دودم و دولبه . (ناظم الاطباء). دودم . دارای دوتیغه و دولبه . که با دولب ببرد و بشکند. که از دو سوی برد: تیغ دودمه . تبر دودمه...

کلمات مرتبط

  • دودمِه
  • شمشیر دودمه
  • پوزه دودمه
  • سم دوددهی
  • سیه دوده
  • غواص دوده ای حقیقی
  • کپک دوده ای
  • گل دودیمه
  • مرغ توفان دوده ای تیره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات