Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دودمان

تلفظ بین المللی : /duːdˈemɑn/ تلفظ :‌ [du:d'emAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • دودمان سفید خون
  • دودمان پهلوی
  • دودمان اتونی
  • دودمان ارتاشسی
  • دودمان اروندی
  • دودمان ارپاد
  • دودمان استوارت
  • دودمان انتیپاتری
  • دودمان انتیگونی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دودمان . (اِخ ) نام موضعی است نزدیک شیراز. (ناظم الاطباء) (برهان ). یک فرسخ بیشتر میانه ٔ جنوب و مشرق شیراز است و مظفربن یاقوت در سال سیصد هجری قمری از جانب المقتدر باﷲ عباسی فرمانروای لشکر فارس بود و قریه ٔ دودمان رااحداث فرمود. (فارسنامه ٔ ناصری ). و دودمان و دیه کور از جمله ٔ آن است [ از جمله ٔ تیر مردان و جویگان ] . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 143). دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز....

فرهنگ عمید

خاندان، خانواده، خانمان، تبار، قبیله، دوده، دودخانه.

فرهنگ معین

(دِ ) (اِمر. ) خاندان ، طایفه .

فرهنگ فارسی

1. گروهی از افراد با تباری یک‌سویه، خواه مادرسویی و خواه پدرسویی 2. گروهی از افراد با تباری از نیایی مشترک

خانه، خانواده، خانمان، تبار، قبیله، دودخانه
( اسم ) ۱ - خاندان خانواده . ۲ - طایفه قبیله . ۳ - نژاد .

دانشنامه عمومی

دودمان، خاندان یا سلسله یک دنباله از فرمانرواها هستند که از یک خانواده به حساب می آیند. تاریخ شناسان به طور سنتی تاریخ کشورها مانند ایران، چین و مصر را در چارجوب دودمان های پشت سرهم بررسی می کنند. بیشتر تاریخ سیاسی اروپا نیز با حکمفرمایی دودمان های مختلف مانند کارولنژی ها، کاپتی ها، استوارت، رومانوف ها و هابسبورگ تعریف می شود. تا سده نوزدهم میلادی، کارکرد یک حکمفرما با بزرگ کردن دودمان و قلمرو و ا...

مترادف و متضاد

آل، اعقاب، تیره، خاندان، خانواده، ذریه، سلسله، طایفه، قبیله، نژاد، نسب، نسل

antecedent (اسم)تبار، دودمان، سابقه، مرجع ضمیرstem (اسم)ریشه، دودمان، دنباله، میله، دسته، اصل، تنه، گردنه، ساقهlineage (اسم)اجداد، دودمان، اعقاب، اصل و نسب، سطربندی، سطر شماریancestry (اسم)تبار، دودمانpedigree (اسم)ریشه، تبار، دودمان، نژاد، اشتقاق، شجره نامهdynasty (اسم)دودمان، سلسله، خاندان، خانواده، خاندان پادشاهان...

واژه نامه بختیاریکا

زات ذُرِه؛ زات و زیت؛ زات وکُت

فرهنگستان زبان و ادب

{lineage} [جامعه شناسی] 1. گروهی از افراد با تباری یک سویه، خواه مادرسویی و خواه پدرسویی 2. گروهی از افراد با تباری از نیایی مشترک

کلمات مرتبط

  • دودمان سفید خون
  • دودمان پهلوی
  • دودمان اتونی
  • دودمان ارتاشسی
  • دودمان اروندی
  • دودمان ارپاد
  • دودمان استوارت
  • دودمان انتیپاتری
  • دودمان انتیگونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات