Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دوان دوان

تلفظ بین المللی : /davˈɑn davˈɑn/ تلفظ :‌ [dav'An dav'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کالسه دوان
  • دوان
  • دوان نشینی
  • دوان کمان گیری
  • ده دوان
  • انبر دوان
  • جلال الدین دوان
  • سن دوان
  • پویه دوان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوان دوان. [ دَ دَ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) در حال دویدن. در حال دوندگی. در حال دوانی. در حالی که دود. ( یادداشت مؤلف ) : گاهی چو گوسفندان در غول جای من گاهی چو غول گرد بیابان دوان دوان.ابوشکور.ازین پسش تو ببینی دوان دوان در دشت به کفش و موزه برافکنده صدهزار سیان.عمعق بخارایی.- دوان دوان آمدن ( یا ) رفتن ؛ در حال دوندگی آمدن یا رفتن. ( یادداشت مؤلف )....

فرهنگ فارسی

در حال دویدن .

کلمات مرتبط

  • کالسه دوان
  • دوان
  • دوان نشینی
  • دوان کمان گیری
  • ده دوان
  • انبر دوان
  • جلال الدین دوان
  • سن دوان
  • پویه دوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات