Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دواتگر

تلفظ بین المللی : /davˈɑtɡar/ تلفظ :‌ [dav'AtgaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کریم دواتگر
  • کاظم دواتگراوغل
  • کاظم دواتگراوغلی
  • مهدی دواتگری
  • دوانگر
  • دوات گر
  • دوستگر
  • اجیهالی دوانگر
  • امپراتریس دواگر لیانگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دوات گر. [ دَ گ َ ] ( ص مرکب ) آن که دواتها را بسازد، و دویت گر اماله آن. ( آنندراج ). دواتساز. || آنکه از برنج ظرفهای چون آفتابه و سماور و سینی و گلدان و غیره کند و نیز ظروف فلزین را آب نقره دهد. آنکه از فلزات چون نقره وطلا و روی و برنج ، ادوات و آلات و اوانی کند. زرگر.
- بازار دواتگران ؛ نام بازاری به تهران. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

کسی که دوات می سازد.

فرهنگ معین

(دَ گَ ) [ ع - فا. ] (ص . ) ۱ - کسی که دوات می سازد، دویت گر. ۲ - کسی که سماور و سینی و ظروف دیگر سازد. ۳ - کسی که اشیاء فلزی را لحیم کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که دوات میسازد دویت گر . ۲ - کسی که سماور سینی و ظروف دیگر سازد . ۳ - کسی که اشیائ فلزی را لحیم کند .

کلمات مرتبط

  • کریم دواتگر
  • کاظم دواتگراوغل
  • کاظم دواتگراوغلی
  • مهدی دواتگری
  • دوانگر
  • دوات گر
  • دوستگر
  • اجیهالی دوانگر
  • امپراتریس دواگر لیانگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات