کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دوا زدن
تلفظ بین المللی :
/davˈɑ zˈadan/
تلفظ :
[dav'A z'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سگ دو زدن
حلقه زدن دور چیزی
دود زدن
دور زدن
زمین را دور زدن
داو زدن
با یک تیر دو نشان زدن
دور تفریحی زدن
میان دو نفر را بهم زدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
drug
(فعل)
تخدیر کردن، دوا زدن، دارو خوراندن
کلمات مرتبط
سگ دو زدن
حلقه زدن دور چیزی
دود زدن
دور زدن
زمین را دور زدن
داو زدن
با یک تیر دو نشان زدن
دور تفریحی زدن
میان دو نفر را بهم زدن
نظرات