معانی کلمه : دو خواهر
لغت نامه دهخدا
دوخواهر. [ دُخوا / خا هََ ] ( اِخ ) دوخواهران. ( ناظم الاطباء ). آن دو ستاره که به تازیش اختاسهیل و شعریان خوانند. ( شرفنامه منیری ) ( از آنندراج ) ( از برهان ). عبور و غمیصا. ( از آنندراج ) ( برهان ). رجوع به دوخواهران شود.
فرهنگ عمید
= شِعرا
فرهنگ معین
(دُ خا هَ ) (اِمر. ) دو ستارة شِعرای شامی و شِعرای یمانی .
فرهنگ فارسی
دو ستاره شعری :شعرای شامی و شعرای یمانی دو خواهران اختا سهیل عبور و غمیصا کلب اکبر و کلب مقدم .
دو خواهران .
دو خواهران .
