دهه . [ دِ هَِ ] (صوت ) در تداول عامه و تداول کودکان حرف استفهام انکاری است معادل چرا چنین کنی ؟ چرا چنین گویی ؟! کلمه ای است نمودن اعتراض و کراهت را. علامت تعجب و انکار فعل فاعلی است . (از یادداشت مؤلف ).
دهه . [ دَ هََ / هَِ ] (ص نسبی ) هرچیز منسوب به ده . عشر. || (اِ مرکب ) ده روز؛ دهه ٔ اول محرم ، دهه ٔ آخر صفر، یعنی ده روز اول ماه محرم ، ده روز آخرما...
فرهنگ عمید
۱. ده، ده واحد از چیزی. ۲. هر قسمت ده تایی از چیزی که ده تا ده تا یا به قسمت های ده تایی تقسیم شود. ۳. ده روز از ماه.
فرهنگ معین
(دَ هِ ) (اِمر. ) ۱ - ده واحد از چیزی . ۲ - ده روز از ماه . ۳ - هر ده سال .
فرهنگ فارسی
ده، ده واحدازچیزی، هرقسمت ده تایی ازچیزی، ده روز ( اسم ) ۱ - ده واحد از چیزی . ۲ - هر بخش دهتایی از شیئی که ده ده یا باجزای دهتایی تقسیم گردد . ۳ - ده روز از ماه : دهه اول محرم . در تداول عامه و تداول کودکان حرف استفهام انکاری است معادل چرا چنین کنی ? چرا چنین گوئی ?.
دانشنامه عمومی
یک دهه به معنی یک بازهٔ زمانی ۱۰ ساله است. واژه های دیگری که برای بازه بندی زمان کاربرد دارند عبارتند از: سده یا قرن و هزاره.سدههزارههر بازه زمانی ده ساله را می توان یک دهه نامید، ولی معمول نیست که برای هر بازه ده ساله ای از این واژه استفاده شود. در نوشتار و گفتار، یک دهه به بازه زمانی میان سال هایی که عدد آن ها با صفر تمام می شود، گفته می شود؛ مانند دهه ۱۹۶۰ که برابر است با سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۹. ...