معانی کلمه : دهلوی
لغت نامه دهخدا
دهلوی . [ دِ ل َ ] (ص نسبی )منسوب و متعلق به شهر دهلو (دهلی ) (ناظم الاطباء).
دهلوی . [ دِ ل َ ] (اِخ ) امیرخسروبن سیف الدین محمود، شاعر پارسی گوی هند در قرن هفتم و اواخرقرن هشتم . رجوع به امیرخسرو در همین لغت نامه شود.
فرهنگ عمید
از مردم دهلی: امیرخسرو دهلوی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به دهلی ۱ - از مردم دهلی اهل دهلی . ۲ - مربوط به دهلی ساخت دهلی .
