دهل زن. [ دُ هَُ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه دهل زند. آنکه دهل نوازد. دهل نواز. طبال. ( یادداشت مؤلف ). طبال و دف زن و کسی که طبل می نوازد. ( ناظم الاطباء ) : دهل زن چو شد بر دهل خشمناک برآورد فریاد ازآب و خاک.نظامی.کهن شده ست به غزنین فکنده در میدان دهل زنند بر او خود دهل زنان بر در.عنصری.خروس غنوده فروکوفت بال دهل زن بزد بر تبیره دوال.نظامی.دهل زن چو زد بر دهل داغ چرم هوای شب سرد را کرد گرم.نظامی.خوش...