دهخدای. [ دِ خ ُ ] ( اِخ ) دهخدا. ابوالمعالی رازی ، از معاصران حکیم سنایی و از فضلای عراق و شعرای بزرگ قرن ششم هجری بود و به وفور فضل و ذکای خاطر ابن ذکا را تعبیر می کرد و شعرای آن عصر خوشه چین فضل و دانش او بودند. ابیات زیر از قصیده اوست :خروش من همه از چیست ؟ از نعیب غراب که دور ساخت مرا از دیار و از احباب کنون که کرد نعیب غراب هجرانگیزدلم بر آتش هجران آن تذرو کباب سزد که روی من از خون بود چو رو...
فرهنگ فارسی
( دهخدا ی ) ۱ - خداوند ده صاحب ده رئیس ده . ۲ - آنکه امور ده را از طرف دولت یا مالک اداره کند کدخدا .