Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ده دله

تلفظ بین المللی : /dˈah dˈale/ تلفظ :‌ [d'ah d'ale]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ده دل
  • دل ده
  • دره ده
  • دره ده پهلوان
  • البرتو فرناندز ده دلا پوئبلا
  • تپه ده کن چپ دره
  • تپه ده کن گز دره 2
  • تپه کهنه ده دره سور
  • دره خرزهله ده چل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ده دله. [ دَه ْ دِ ل َ ] ( ص نسبی ) کنایه است از بیوفا و هرجایی و کسی که هر دم دل به دیگری دهد و او را بوالهوس خوانند. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ). کنایه از متلون مزاج است. ( آنندراج ). بلهوس. ( غیاث ): ای ده دله صددله دل یکدله کن. || متردد و پریشان خاطر. ( غیاث ). || آنکه هر لحظه به اعتقادی و کیشی باشد. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ). || کنایه از مردم دلیر و شجاع است. ( از آنندراج ) ( از غ...

فرهنگ عمید

کسی که هردم دل به دیگری دهد، بی وفا، بلهوس: شرح این بگذارم و گیرم گله / از جفای آن نگار ده دله (مولوی: ۱۰۷ ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - کسی که هر دم دل بکسی دهد بلهوس . ۲ - بیوفا . ۳ - آنکه هر روز باعتقادی و کیشی باشد . ۴ - شجاع دلیر .

کلمات مرتبط

  • ده دل
  • دل ده
  • دره ده
  • دره ده پهلوان
  • البرتو فرناندز ده دلا پوئبلا
  • تپه ده کن چپ دره
  • تپه ده کن گز دره 2
  • تپه کهنه ده دره سور
  • دره خرزهله ده چل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات