کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ده باش
تلفظ بین المللی :
/dˈah bˈɑʃ/
تلفظ :
[d'ah b'AS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زاغ ده باش
هفت تا دختر کور و کچل داشته باشه یک شبه شوهر می ده
اگر فقط یکبار به ده آنها رفته باشید، مهماننوازی مردم آنجا را هرگز فراموش نخواهید کرد.
ده باشی
باشگاه فوتبال پاسوس ده فریرا
تپه ده باشی
ارامش با دیازپام ده
ده بابا
ده روز با داعش
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ده باش. [ دِه ْ ] ( نف مرکب ) باشنده در ده. || اهلی. ( یادداشت مؤلف ). رام و خانگی. ( ناظم الاطباء ). قققة؛ زاغ ده باش. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
زاغ ده باش
هفت تا دختر کور و کچل داشته باشه یک شبه شوهر می ده
اگر فقط یکبار به ده آنها رفته باشید، مهماننوازی مردم آنجا را هرگز فراموش نخواهید کرد.
ده باشی
باشگاه فوتبال پاسوس ده فریرا
تپه ده باشی
ارامش با دیازپام ده
ده بابا
ده روز با داعش
نظرات