دنیاوی. [ دُن ْ وی ی / وی ] ( از ع ، ص نسبی ) منسوب به دنیا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). جهانی. این جهانی. دنیوی. دنیایی. نقیض اخروی. ( یادداشت مؤلف ) : و بعد از آنکه حال دنیاوی ما نیک شده بود... ( سفرنامه ناصرخسرو ص 116 چ دبیرسیاقی ). و بعضی را فرمود تا حکمت آموزند تا در صلاح دنیاوی بدیشان رجوع کنند. ( فارسنامه ابن بلخی ص 30 ). چنانکه ازبرای زراعت تخم دنیاوی...
فرهنگ عمید
دنیوی، دنیایی.
فرهنگ معین
(دُ ) (ص نسب . ) منسوب به دنیا، دنیایی .
فرهنگ فارسی
دنیوی، دنیاوی، منسوب به دنیا، جهانی ( صفت ) منسوب به دنیا جهانی دنیوی این جهانی : امور دنیاوی .