دنده. [ دَ دَ / دِ ] ( اِ ) هر یک از استخوانهای پهلو. ضلع. ( از ناظم الاطباء ). استخوان پهلو. فقره. هریک از استخوانهای دو جانب وحشی تن آدمی از یمین و شمال. هر یک از استخوانهای سینه پهلو. قبرقه. هر یک از استخوانهای منحنی و قوسی شکل که قفس سینه را از جهات طرفی احاطه کرده و از جلو به استخوان سینه ( عظم قص ) و از خلف به مهره های پشتی مربوطند، به استثنای دوزوج آخر که موّاجند و ضمناً زوجهای هشتم و نهم و...
فرهنگ عمید
۱. ‹دند› (زیست شناسی ) هریک از دوازده استخوان قوسی شکل که از ستون مهره ها به طرف جلو و به سمت جناغ سینه کشیده شده و قفس سینه را تشکیل می دهند. ۲. هریک از دندانه های چرخ یا میلۀ دندانه دار ماشین.
فرهنگ معین
(دَ دِ ) (اِ. ) ۱ - هر یک از استخوان های خمیدة قفسة سینه که از پشت به مهره ها وصل می شود. ۲ - وسیله ای برای حرکت یا تغییر دادن سرعت در اتومبیل . ، از ~ چپ بلند شدن کنایه از: سر حال نبودن .
دانشنامه آزاد فارسی
دنده (rib)(یا: استخوان پهلو) استخوانی بلند و معمولاً خمیده که در مهره داران از ستون مهره ها به صورت جانبی امتداد می یابد. اغلب ماهی ها و بسیاری از خزندگان در قسمت عمدۀ ستون مهره ها دارای استخوان دنده اند، اما در پستانداران، دنده ها فقط در ناحیۀ قفسۀ سینه وجود دارند. انسان دوازده جفت دنده دارد. دنده ها از قلب و شش ها محافظت می کنند و باعث تسهیل در انبساط و انقباض قفسۀ سینه می شوند. هر جفت از دنده ه...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - هر یک از استخوانهای منحنی و قوسی شکل که قفس سینه را از جهات طرفی احاطه کرده و از جلو باستخوان سینه ( عظم قص ) و از خلف بمهره های پشتی مربوطند . باستثنای دو زوج آخر که مواجهند و ضمنا زوجهای هشتم و نهم و دهم مستقیما باستخوان سینه مربوط نیستند بلکه بغضروف دنده های فوقانی ارتباط دارند ضلع . ۲ - هر یک از دندانه های چرخ میله دندانه دار ماشین . ۳ - ( اتومبیل ) آلتی مرکب از میله های فلزی که در...
دانشنامه عمومی
دسته دنده در ماشین های مکانیکیدنده (کالبدشناسی) از استخوان های بدنwiki: قفسه سینه است که از ستون مهره ها آغاز شده و به جز دو جفت دندهٔ انتهایی بقیه در قسمت قدام به جناغ مفصل می شوند (مستقیم یا غیر مستقیم).سر : بخش سر دنده با بدنه مهره ها مفصل می شود. سر دنده های ۱، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ به بدنه مهره های هم شماره خود متصل می شود. سر سایر دنده ها با یک نیم رویه مفصلی با مهره هم شماره خود و با دیگر نیم رویه مف...
[ویکی فقه] دنده به معنی استخوان پهلو است که در زبان عربی به آن ضلع و اضلاع (جمع ضلع) نیز می گویند. از احکام آن در باب ارث و دیات سخن رفته است.به هریک از استخوانهای بلند و قوسی شکلی که دیوارۀ قفسۀ سینۀ مهره داران را می سازد، دنده گویند.تشخیص جنسیت خنثی با تعداد دندهاز نشانه های برشمرده شده از سوی برخی برای تشخیص جنسیّت خنثیٰ، تساوی و عدم تساوی دنده های سمت چپ و راست او است. در صورت تساوی دنده های د...
واژه نامه بختیاریکا
به دنده دِرَوُدِن دِر و دِندِه
فرهنگستان زبان و ادب
{lug} [مهندسی بسپار- تایر] هریک از آج های پهنی که در عرض رویه قرار دارند و توان کشانش تایر را افزایش می دهند {rib} [علوم و فنّاوری غذا] بخشی از لاشه که شامل دنده ها و ماهیچه های میان آنهاست