Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دندانخانه

تلفظ بین المللی : /dˌandɑnxˈɑne/ تلفظ :‌ [d,andAnx'Ane]
لغت نامه دهخدا
  • بی دندانان
  • دندانقان
  • دندانواره
  • دندانگان
  • دندانگان دایمی
  • دندانگان شیری
  • دندانگان مختلط
  • غذای بی دندانگان
  • دیوانخانه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دندانخانه. [ دَ خا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) لحی. دو استخوان زیر و زبر دهان که دندانها برآن روید. آرواره. ( یادداشت مؤلف ) : و تن او [ قسمی مار ] کوچکتر است لکن دندانخانه بزرگ است و دندانخانه را به تازی اللحی گویند و او را بدین سبب لحیانی گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). شکستگی دندانخانه که به تازی اللحی گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

کلمات مرتبط

  • بی دندانان
  • دندانقان
  • دندانواره
  • دندانگان
  • دندانگان دایمی
  • دندانگان شیری
  • دندانگان مختلط
  • غذای بی دندانگان
  • دیوانخانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات