معانی کلمه : دندان تیز
لغت نامه دهخدا
دندان تیز. [ دَ ] ( ص مرکب ) که دندانی تیز و برنده دارد. || بی رحم وظالم و جفاکار و متعدی. ( ناظم الاطباء ) :
هرکه را نوبتی ز دندان تیز
در جراحت بماند پیکانش.|| بدخواه و حسود. ( ناظم الاطباء ).
هرکه را نوبتی ز دندان تیز
در جراحت بماند پیکانش.|| بدخواه و حسود. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
که دندانی تیز و برنده دارد .
