کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دمید | کلماتور
معانی کلمه : دمید
تلفظ بین المللی :
/dˈamid/
تلفظ :
[d'amid]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روح دمیدن
سپیدمهره دمیدن
سنبل دمیدن
شاخ دمیدنی
شیپور دمیدن
فسون دمیدن
نای دمیدن
پی در پی روح دمیدن در
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دمید. [ دَ ] ( ن مف مرخم ) دمیده. || ( اِ ) پاجوش نخل ، یعنی بچه که از بن خرمابن روید و آن را جدا کرده به جای دیگر غرس کنند، و این چنین بچه بارور است برخلاف نهالی که از تخم روید. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
دمیده. پا جوش نخل .
کلمات مرتبط
روح دمیدن
سپیدمهره دمیدن
سنبل دمیدن
شاخ دمیدنی
شیپور دمیدن
فسون دمیدن
نای دمیدن
پی در پی روح دمیدن در
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
نظرات