دمامة. [ دَ م َ ] (ع اِ) زشت روی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
دمامه . [ دَم ْ ما م َ ] (ص ، اِ) دختر با گفتاری فریبنده . دختری زیرک که خود را چون زنان سالخورده نماید. (یادداشت مؤلف ).
دمامة. [ دَ م َ ] (ع مص ) زشت روی و خردجسم و حقیر گردیدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). زشت روی شدن . (المصا...
فرهنگ عمید
نفیر، نای، شیپور: چو ملک کوفت دمامه بنه ای عقل عمامه / تو مپندار که آن مه غم دستار تو دارد (مولوی۲: ۲۴۰ ).
فرهنگ معین
(دَ مَ یا مِ ) (اِ. ) نقاره ، کوس .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - زشتی بد گلی . ۲ - زشتی صورت زشت رویی . ۳ - خرد جسمی دختر با گفتاری فریبنده .
دانشنامه عمومی
دمامه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بانه در استان کردستان ایران است. این روستا در دهستان شوی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.