معانی کلمه : دمال
لغت نامه دهخدا
دمال . [ دُ / دُم ْ ما ] (اِ) زردآبی که از قرحه و ریش تراود. (آنندراج ). || دم و دنبال . (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
زرد آبی که از قرحه و ریش تراود .
گویش مازنی
دنبال
۱پشت –پشت سر ۲دنبال
/domaal/ & دنبال & پشت –پشت سر - دنبال &
