دمادم . [ دَ دِ ] (ع اِ) پشته های نرم خاکین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
دَمادَم#NAME?
۱. پیوسته؛ پیدرپی.
۲. (قید) بهطور پیوسته و و پیدرپی.
(دَ دَ) (ق مر.) لبالب ، لبریز.
(دَ دَیا دُ دُ) (ق مر.) پی درپی ، لحظه به لحظه .
دمنده دما- هواساز - دستگاه تهویه مطبوع - فن کوئل-
پی در پی
پیاپی، پیوسته، متصل، متواتر، متواتراً، متوالیا، یکریز