معانی کلمه : دم سنج
فرهنگ عمید
آلت برای اندازه گیری قوۀ تنفس ریه یا اندازه گرفتن گنجایش شش ها، دستگاهی که با آن حجم هوای شش ها اندازه گیری می شود، اسپیرومتر.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
pneumograph (اسم)
دم نگار، دم سنج
spirometer (اسم)
دم سنج، دستگاه تنفس سنج
فرهنگستان زبان و ادب
{spirometer} [زیست شناسی] دستگاهی برای اندازه گیری ظرفیت تنفسی شش ها
* مصوب فرهنگستان اول
