معانی کلمه : دلیک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گل سرخ صحرایی، گیاهی صحرایی، گل آن بی بو و دارای چهار برگ است. پس از ریختن برگ های گل ثمر آن پیدا می شود و آن میوه ای است شبیه زیتون که پس از رسیدن زرد یا سرخ رنگ می شود و دانه های سفید درازی دارد که در طب به کار می رود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - گیاهی است صحرایی از تیره گل سرخیان که گل آن بی بو و دارای چهار برگ است ( گل سرخ صحرایی ) . ۲ - میوه گیاه مزبور که شبیه زیتون است و پس از رسیدن زرد یا سرخ گردد و دانه های سفید درازی دارد که در طب قدیم مستعمل بود .
مرد آزموده کار .
مرد آزموده کار .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱شکم پرست ۲تنبل – سست عنصر
/dalik/ شکم پرست - تنبل – سست عنصر
