Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلگرم

تلفظ بین المللی : /dˈelɡarm/ تلفظ :‌ [d'elgaRm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • دلگرم کردن
  • دلگرم کننده
  • غلامرضا دلگرم
  • دلگرمی
  • دگرمان اولری
  • دگرمان دره سی
  • دگرمان کش
  • دگرماندرق
  • دگرمانچای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دلگرم. [ دِ گ َ ] ( ص مرکب ) مشتاق. بامیل. شایق. ( ناظم الاطباء ). علاقه مند به کاری. امیدوار به کاری.- دلگرم شدن ؛ شایق شدن. علاقه مند گشتن. تشویق شدن. با شور و اشتیاق روی به کاری آوردن : در صحبت او ز نامداران دلگرم شدند خواستگاران.نظامی.- دلگرم کردن ؛ تشجیع کردن. دلیر کردن. قوت قلب بخشیدن. تشویق کردن. دل دادن : ما جواب فرمودیم و علی را و همه اعیان را و جمله لشکر را دلگرم کردیم. ( تاریخ بیهقی ).-...

فرهنگ عمید

۱. آسوده و مطمئن.
۲. خشنود.
۳. [مقابلِ دلسرد] امیدوار.

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (ص مر. ) امیدوار، متکی .

مترادف و متضاد

امیدوار، متکی، مطمئن

earnest (صفت)
جدی، با حرارت، مشتاق، مهم، سنگین، دلگرم، صمیمانه

confident (صفت)
بی پروا، راز دار، مطمئن، دلگرم

کلمات مرتبط

  • دلگرم کردن
  • دلگرم کننده
  • غلامرضا دلگرم
  • دلگرمی
  • دگرمان اولری
  • دگرمان دره سی
  • دگرمان کش
  • دگرماندرق
  • دگرمانچای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات