معانی کلمه : دلگرم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آسوده و مطمئن.
۲. خشنود.
۳. [مقابلِ دلسرد] امیدوار.
۲. خشنود.
۳. [مقابلِ دلسرد] امیدوار.
فرهنگ معین
( ~. گَ ) (ص مر. ) امیدوار، متکی .
مترادف و متضاد
امیدوار، متکی، مطمئن
earnest (صفت)
جدی، با حرارت، مشتاق، مهم، سنگین، دلگرم، صمیمانه
confident (صفت)
بی پروا، راز دار، مطمئن، دلگرم
