Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلنگ

تلفظ بین المللی : /dˈalanɡ/ تلفظ :‌ [d'alang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • دلنگ دلنگ
  • دلنگ دولنگ
  • دلنگ و سلنگ
  • دلنگران
  • دلنگرانی
  • دلنگان
  • دلنگتن
  • دلنگه
  • دلنگون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

دلنگ . [ دَ / دِ ل َ ](ص ) آویخته . آونگ . آونگان . (از برهان ) :
زلفکش راصد دل و جان شد دلنگ
زیرک هر بندکی و تارکی .

مولوی (ازآنندراج ).


|| (اِ صوت )تک آواز زنگ . رجوع به دلنگ دلنگ شود.
دلنگ . [ دَ ل َ ] (اِ) بندی باشد که از چوب و علف و خاک و گل در پیش ...

فرهنگ عمید

۱. آویخته، آویزان، آونگ.
۲. (اسم ) خوشۀ خرما.
۳. (اسم ) بندی که از چوب و علف و شاخه های درخت جلوی آب درست کنند.

فرهنگ معین

(دِ لَ یا لِ ) (ص . ) آویخته .

فرهنگ فارسی

( اسم ) بندی باشد که از چوب و علف و خاک در پیش آب بندند .

گویش مازنی

دلنگ

۱لنگ زدن ۲سکته – مکث ۳دیر

/dellang/ لنگ زدن - سکته – مکث ۳دیر & دلنگ

کلمات مرتبط

  • دلنگ دلنگ
  • دلنگ دولنگ
  • دلنگ و سلنگ
  • دلنگران
  • دلنگرانی
  • دلنگان
  • دلنگتن
  • دلنگه
  • دلنگون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات