معانی کلمه : دلفریب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه دل را بفریبد، دلربا، دلکش، خوش نما، خوشایند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - خوش آیند مطبوع خوش نما . ۲ - دلبر دلربا .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
افسونگر، جذاب، دلبر، دلربا، طناز، عشوهگر، فتان، فسونساز، لوند، ملیح
