Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلسرد شدن

تلفظ بین المللی : /delsˈard ʃˈodan/ تلفظ :‌ [dels'aRd S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جابجا شدن درد
  • راحت شدن از درد
  • درد شانه
  • دلسرد
  • دلسرد سازی
  • دلسرد کردن
  • دلسرد ساختن
  • دلسردی
  • مایه دلسردی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دلسرد شدن. [ دِ س َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) ملول و ناخوش شدن. ( از آنندراج ). اشتیاق پیشین را بالتمام نداشتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نومید شدن. دماغ سوخته شدن. ( فرهنگ عوام ) :
سرد شد او را دل از کار جهان
بود کارش روز و شب زار و فغان.
اسیری لاهیجی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ملول و ناخوش شدن .

مترادف و متضاد

keel (فعل)
وارونه کردن، واژگون شدن، خنک کردن، خنک شدن، دلسرد شدن، وارونه شدن، مانع سررفتن دیگ شدن

despond (فعل)
افسرده شدن، مایوس شدن، تنگدل شدن، دلسرد شدن

کلمات مرتبط

  • جابجا شدن درد
  • راحت شدن از درد
  • درد شانه
  • دلسرد
  • دلسرد سازی
  • دلسرد کردن
  • دلسرد ساختن
  • دلسردی
  • مایه دلسردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات