Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دلدار

تلفظ بین المللی : /dˈeldɑr/ تلفظ :‌ [d'eldAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • دلدار حسین نقوی
  • دلدار عاشق
  • اخرین دلدار او
  • پرهام دلدار
  • چاه دلدار
  • عبدالجبار دلدار
  • قنات دلدار بیرجند
  • قنات دلدار تربت حیدریه
  • قنات دلدار حیدریه سبزوار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دلدار. [ دِ ] ( نف مرکب ) دل دارنده. دارنده دل. از اسماء معشوق. ( از آنندراج ). معشوق. محبوب. ( ناظم الاطباء ). دلبر. معشوقه : نخواهی مر مرا با تو ستم نیست چو من باشم مرا دلدار کم نیست.( ویس و رامین ).دلدار که خون ریزد یک موی نیازارددل نیز به یک مویش آزار نیندیشد.خاقانی.بس لابه که بنمودم و دلدار نپذرفت صد بار فغان کردم و یک بار نپذرفت.خاقانی.زآن غمزه دودافکن آتش فکنی درمن هم دل شکنی هم تن دلدار چن...

فرهنگ عمید

۱. دلبر، معشوق، محبوب.
۲. دارای دل و جرئت، دلیر، دلاور، شجاع.

فرهنگ معین

( ~. )(ص فا. )۱ - معشوق .۲ - دلیر، دلاور.

فرهنگ فارسی

دلبر، معشوق، محبوب، دلنوازی، دلجویی، تسلی، دارای دل وجرات، دلیر، دلاور، شجاع، دلاوری، شجاعت
( صفت اسم ) ۱ - معشوق محبوب . ۲ - دلیر شجاع با جرات دلاور .

دانشنامه عمومی

دلدار نام مستعار شاعر کرد یونس رئوف (۱۹۱۷-۱۹۴۸) است. وی در شهر کویه در نزدیکی اربیل در کردستان عراق به دنیا آمد. بعد از پایان دبیرستان در شهر کرکوک، تحصیلات خود را در دانشکده حقوق در بغداد به پایان رساند.فهرست مشاهیر کردوی علاقه خاصی به شعر و ادبیات داشت و از آنجا که بیشتر کارهای وی حماسی و میهن پرستانه بودند از جانب حکومت همواره تحت تعقیب و آزار بود و مدت های زیادی را در زندان به سر برد. از آثار ...

گویش مازنی

/del daar/ شجاع – پر جرأت – بی باک ۳یار

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: del dār) (به مجاز) معشوق و محبوب ؛ (در قدیم) مهربان ، با محبت ؛ (در تصوف) حق ، خداوند.

اسم: دلدار (دختر) (فارسی) (تلفظ: del dār) (فارسی: دلدار) (انگلیسی: del dar)
معنی: معشوق، علاقه مند، ( به مجاز )، معشوق و محبوب، ( در قدیم ) مهربان، با محبت، ( در تصوف ) حق، خداوند، محبوب، شجاع

مترادف و متضاد

جانان، دلارام، دلبر، دلداده، دلربا، دلستان، دلنواز، مترس، محبوب، محبوبه، معشوق، معشوقه، ول، یار

sweetheart (صفت)
دلدار

کلمات مرتبط

  • دلدار حسین نقوی
  • دلدار عاشق
  • اخرین دلدار او
  • پرهام دلدار
  • چاه دلدار
  • عبدالجبار دلدار
  • قنات دلدار بیرجند
  • قنات دلدار تربت حیدریه
  • قنات دلدار حیدریه سبزوار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات