Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دل سوخته

تلفظ بین المللی : /delsˈuxteː/ تلفظ :‌ [dels'uxte:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • سوخته دل
  • سوته دل
  • دل سوختگی
  • دل سوختن
  • لاله ٔ دلسوخته
  • دلسوخته
  • دلسوختگی
  • درسوخته
  • دل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

دل سوخته . [ دِ ل ِ ت َ / ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دل ستمدیده . دل غم دیده : سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس اندوه دل سوخته دلسوخته داند. سعدی .نفس آن روز برآرم به خوشی از ته دل که دل سوخته در بزم تو مجمر گردد.سلمان (از آنندراج )....

فرهنگ عمید

سوخته‌دل؛ ستمدیده؛ مصیبت‌دیده؛ آزرده‌دل؛ غمناک.


کلمات مرتبط

  • سوخته دل
  • سوته دل
  • دل سوختگی
  • دل سوختن
  • لاله ٔ دلسوخته
  • دلسوخته
  • دلسوختگی
  • درسوخته
  • دل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات