معانی کلمه : دل سخت
لغت نامه دهخدا
دل سخت. [ دِ س َ ] ( ص مرکب ) سخت دل. قاسی. قسی. دل سنگ :
آن سست وفا که یار دل سخت منست
شمع دگران و آتش بخت منست.جبّار؛ دل سخت بی رحم. ( منتهی الارب ).
آن سست وفا که یار دل سخت منست
شمع دگران و آتش بخت منست.جبّار؛ دل سخت بی رحم. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
سخت دل . قاسی .
مترادف و متضاد
hard-hearted (صفت)
سنگ دل، دل سخت
