Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دل روشن

تلفظ بین المللی : /dˈel rˈoʃan/ تلفظ :‌ [d'el R'oSan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روشن دل
  • روبن پرس دل مارمل
  • زمان داروشناسی
  • گیاه داروشناس
  • گیاه داروشناسی
  • داروشناسی روانی صوری
  • روان داروشناسی
  • داروشناس
  • داروشناختی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دل روشن. [ دِ رَ / رُو ش َ ] ( ص مرکب ) روشن دل. روشن ضمیر.دل آگاه. ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) :
داند آن عقلی که او دل روشنیست
در میان لیلی و من فرق نیست.
مولوی.

فرهنگ فارسی

روشن دل . روشن ضمیر . دل آگاه .

کلمات مرتبط

  • روشن دل
  • روبن پرس دل مارمل
  • زمان داروشناسی
  • گیاه داروشناس
  • گیاه داروشناسی
  • داروشناسی روانی صوری
  • روان داروشناسی
  • داروشناس
  • داروشناختی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات