Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دل دهی

تلفظ بین المللی : /dˈel dˈahi/ تلفظ :‌ [d'el d'ahi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تن دردهی
  • رقم دهدهی
  • کسر دهدهی
  • رده بندی دهدهی دیویی
  • دهدهی
  • دلده
  • دلهی
  • امیل دلاهیه
  • دادهی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دل دهی. [ دِ دِ ] ( حامص مرکب ) استمالت. دلجویی. دل دادن. تسلی کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). دلداری دادن. تسلی دادن. قوت قلب بخشیدن : فرمود که در حق او به همه ابواب مراعات لازم شناسند و به دلدهی و استمالت تمام به حضرت فرستند. ( تاریخ طبرستان ). قاصد پیش «باحرب » شد و احوال دل دهی و استمالت اصفهبد با او بگفت. ( تاریخ طبرستان ). به جمله ولایت مثالها فرستادند به دل دهی. ( تاریخ طبرستان ).- دلدهی کردن ؛...

فرهنگ فارسی

استمالت . دلجویی . دل دادن .

کلمات مرتبط

  • تن دردهی
  • رقم دهدهی
  • کسر دهدهی
  • رده بندی دهدهی دیویی
  • دهدهی
  • دلده
  • دلهی
  • امیل دلاهیه
  • دادهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات