Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دل ازرده

تلفظ بین المللی : /dˈel ˈaːzradˌeː/ تلفظ :‌ [d'el 'a:zRad,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • دل آزرده
  • ازرده دل
  • آزرده دل
  • دل آزردگی
  • دل ازردگی
  • آزاده دل
  • ازاده دل
  • دلآزرده
  • دلآزردگی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( دل آزرده ) دل آزرده. [ دِ زُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آزرده دل. رنجیده دل. شکسته دل. محزون. ملول : در آن انجمن بود بیگانه ای غریبی دل آزرده فرزانه ای.فردوسی.چون خیزران جد هادی در کشتن وی بدید و خود از وی دل آزرده بود. ( از مجمل التواریخ والقصص ).چنانم دل آزرده از نقش مردم که از نقش مردم گیا می گریزم.خاقانی.سرانجام چون در پس پرده رفت ز بیداد گیتی دل آزرده رفت.نظامی.دل آزرده را سخت باشد سخن چو خصمت...

فرهنگ عمید

( دل آزرده ) آزرده دل، رنجیده.

فرهنگ فارسی

( دل آزرده ) ( صفت ) ۱ - آزرده خاطر رنجیده . ۲ - ملول محزون . ۳ - ناراحت ٠

دانشنامه عمومی

دل رنجیده -دل شکسته

مترادف و متضاد

heartsick (صفت)
دل شکسته، نزار، غمگین، ملول، پریشان، دل ازرده

کلمات مرتبط

  • دل آزرده
  • ازرده دل
  • آزرده دل
  • دل آزردگی
  • دل ازردگی
  • آزاده دل
  • ازاده دل
  • دلآزرده
  • دلآزردگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات