معانی کلمه : دل ازار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( دل آزار ) ۱. کسی یا چیزی که مایۀ رنجش و آزردگی خاطر باشد.
۲. معشوق ستمگر.
۲. معشوق ستمگر.
فرهنگ معین
(دِ )(ص فا. ) = دل آزار: ۱ - آن چه موجب آزردن خاطر باشد. ۲ - معشوق ستمگر. ۳ - بی رحم .
فرهنگ فارسی
( دل آزار ) ( صفت ) ۱ - آنچه موجب آزردن خاطر باشد ۲ - معشوق ستمگر . ۳ - بیرحم ٠
مترادف و متضاد
heart-rending (صفت)
غم انگیز، دل ازار، دلگیر، جانگداز، جانسوز
vexatious (صفت)
مضطرب، اشفته، دل ازار، رنجش امیز
