معانی کلمه : دقیقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = دقیق
۲. (اسم ) یک شصتم ساعت که شصت ثانیه است.
۳. (اسم ) (نجوم ) یک شصتم از یک درجه.
۴. [قدیمی] نکتۀ باریک و ظریف.
۲. (اسم ) یک شصتم ساعت که شصت ثانیه است.
۳. (اسم ) (نجوم ) یک شصتم از یک درجه.
۴. [قدیمی] نکتۀ باریک و ظریف.
فرهنگ معین
(دَ قِ یا قَ ) [ ع . دقیقة ] (اِ. ) ۱ - یک ششم ساعت . ۲ - نکته ، نکته باریک . ۳ - یک شصتم از یک درجه . ج . دقائق .
دانشنامه آزاد فارسی
دقیقه (minute)
یکای زمان، معادل ۶۰ ثانیه. همچنین، یکای زاویه، معادل یک شصتم درجه.
یکای زمان، معادل ۶۰ ثانیه. همچنین، یکای زاویه، معادل یک شصتم درجه.
wikijoo: دقیقه
فرهنگ فارسی
نکته باریک، علم هیئت، یک شصتم ازیک درجه، دقائق
( اسم ) ۱ - مونث دقیق نکات دقیقه . ۲ - نکته باریک امر غامض . ۳ - یک شصتم از هر ساعت و آن برابر است با شصت ثانیه . ۴ - زمانی کوتاه لحظه : [[ یک دقیقه صبر کنید ]] . ۵ - یک شصتم از یک درجه . ۶ - ( تصوف ) سر دقیق که هر کس بر آن آگاه نشود و مرتبت دقایق اجل از مرتبت حقایق است . ( دستور ۱٠۴ : ۱ ) جمع دقائق ( دقایق )
( اسم ) ۱ - مونث دقیق نکات دقیقه . ۲ - نکته باریک امر غامض . ۳ - یک شصتم از هر ساعت و آن برابر است با شصت ثانیه . ۴ - زمانی کوتاه لحظه : [[ یک دقیقه صبر کنید ]] . ۵ - یک شصتم از یک درجه . ۶ - ( تصوف ) سر دقیق که هر کس بر آن آگاه نشود و مرتبت دقایق اجل از مرتبت حقایق است . ( دستور ۱٠۴ : ۱ ) جمع دقائق ( دقایق )
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
دم
مترادف و متضاد
دم
لحظه، لمحه
لطیفه، نکته
۱. لطیفه، نکته
۲. لحظه، لمحه
minute (اسم)
یادداشت، دم، مسوده، پیش نویس، لحظه، ان، دقیقه، گزارش وقایع
فرهنگ فارسی ساره
دم
