معانی کلمه : دفن
لغت نامه دهخدا
دفن . [ دَ ف ِ ] (ع ص ) داء دفن ؛ به معنی دِفن است . (از اقرب الموارد). رجوع به دِفن شود.
دفن . [ دُ ف ُ ] (ع اِ) ج ِ دِفان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به دفان شود. || ج ِ دَفین .(از ذیل اقرب الموارد از تاج ). رجوع به دفین شود.
فرهنگ عمید
۱. چیزی را زیر خاک کردن و پنهان ساختن، پنهان کردن.
۲. به خاک سپردن مرده.
۲. به خاک سپردن مرده.
فرهنگ معین
(دَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - به خاک سپردن مرده . ۲ - پنهان کردن .
فرهنگ فارسی
پنهان کردن، چیزی رازیرخاک کردن، بخاک سپردن مرده
( مصدر ) ۱ - چیزی را زیر خاک کردن . ۲ - بخاک سپردن مرده بگور کردن میت . ۳ - پنهان کردن .
( مصدر ) ۱ - چیزی را زیر خاک کردن . ۲ - بخاک سپردن مرده بگور کردن میت . ۳ - پنهان کردن .
مترادف و متضاد
پنهانسازی
تدفین، خاکسپاری
۱. تدفین، خاکسپاری
۲. پنهانسازی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
خاکسپاری، گوراندن
