Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دفاف

تلفظ بین المللی : /dafˈɑf/ تلفظ :‌ [daf'Af]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دفافه
  • دفافین
  • دیافراگم
  • دیافرغما
  • رستخیز درافکندن
  • سازوکار دفاعی
  • سازوکارهای دفاعی آن من
  • شارژه دافر
  • سیاهۀ سازوکارهای دفاعی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دفاف . [ دِ ] (ع مص ) شتاب نمودن در کشتن خسته . (از منتهی الارب ). به اتمام رساندن کشتن شخص مجروح . (از اقرب الموارد). مُدافّة. و رجوع به مدافّة شود.

دفاف . [ دَف ْ فا ] (ع ص ) دف ساز. (منتهی الارب ). دف گر. (دهار). آنکه دفها بسازد. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) : قحبه زنکت آنچه به نداف دهدهر لحظه ز قحبگی به دفاف دهد. ؟ (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).حافظ...

فرهنگ عمید

۱. دف ساز.
۲. دف نواز، دف زن، دایره زن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دف سازد .
شتاب نمودن در کشتن خسته .

کلمات مرتبط

  • دفافه
  • دفافین
  • دیافراگم
  • دیافرغما
  • رستخیز درافکندن
  • سازوکار دفاعی
  • سازوکارهای دفاعی آن من
  • شارژه دافر
  • سیاهۀ سازوکارهای دفاعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات