معانی کلمه : دغا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مکار، دغل.
۲. ویژگی سیم و زر قلب و ناسره.
۳. (اسم ) مکر، فریب: کس نداند مکرِِ او اِلا خدا / در خدا بگریز و وارَه زآن دغا (مولوی: ۸۶۶ ).
۲. ویژگی سیم و زر قلب و ناسره.
۳. (اسم ) مکر، فریب: کس نداند مکرِِ او اِلا خدا / در خدا بگریز و وارَه زآن دغا (مولوی: ۸۶۶ ).
فرهنگ معین
(دَ ) (ص . ) ۱ - ناراست ، نادرست . ۲ - سیم و زر ناخالص . ۳ - دغل .
فرهنگ فارسی
حرامزاده
ناراست، نادرست، دغل، سیم وزرقلب ناسره
( صفت ) ۱ - ناراست نادرست دغل معیوب . ۲ - حرامزاده . ۳ - سیم ناسره زرقلب پول تقلبی . ۴ - ( اسم ) غدر مکر فریب . ۵ - لای و دردی هر چیز . ۶ - خس و خاشاک .
( صفت ) ۱ - ناراست نادرست دغل معیوب . ۲ - حرامزاده . ۳ - سیم ناسره زرقلب پول تقلبی . ۴ - ( اسم ) غدر مکر فریب . ۵ - لای و دردی هر چیز . ۶ - خس و خاشاک .
مترادف و متضاد
خاشاک، خس
دغل، نادرست، ناراست
تقلبی، شهروا، ناسره
تغابن، حیله، غدر، فریب، فسون، محیل، مکر، نیرنگ
۱. دغل، نادرست، ناراست
۲. تغابن، حیله، غدر، فریب، فسون، محیل، مکر، نیرنگ
۳. حرامزاده
۴. تقلبی، شهروا، ناسره
۵. خاشاک، خس
