Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دشواریاب

تلفظ بین المللی : /doʃvˈɑrjɑb/ تلفظ :‌ [doSv'ARjAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دشواریافت
  • در دشواری و سهولت
  • دشواری
  • دشواری در سخن
  • دشواری وضع
  • دیواریا جرز ستون نما
  • دوریاب
  • دشوارآمد
  • دشوارجای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دشواریاب. [ دُش ْ وارْ ] ( ن مف مرکب ) دشوار یافت. عزیز. دشواررس. دیریاب. صعب الوصول. || که بدشواری یافته شود. که بسختی در دسترس آید :
خار در پا شد چنین دشواریاب
خار در دل چون بودواده جواب.
مولوی.

فرهنگ عمید

آنچه به سختی به دست آید، صعب الحصول، صعب الوصول، دشواررس.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دشوار رس دیر یاب صعب الوصول

مترادف و متضاد

دیریاب، صعبالحصول ≠ آسانرس، سهلالوصول


کلمات مرتبط

  • دشواریافت
  • در دشواری و سهولت
  • دشواری
  • دشواری در سخن
  • دشواری وضع
  • دیواریا جرز ستون نما
  • دوریاب
  • دشوارآمد
  • دشوارجای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات