کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دشوار-زاینده | کلماتور
معانی کلمه : دشوار زاینده
تلفظ بین المللی :
/dˈoʃvɑr zˈɑjandˌe/
تلفظ :
[d'oSvAR z'Ajand,e]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دشوارزاینده
سامانه ترابری خلبان دار اینده نگر
سیستم رزمی اینده خودرو زمینی سرنشین دار
حسین بن مرتضی سررشته دار زاده اصفهانی
دشوار
دشوار آمدن
دشوار افتادن
دشوار امد
دشوار امدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دشوارزاینده. [ دُش ْ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دشوارزای. زنی که به دشواری میزاید. معضَّل. ( منتهی الارب ). و رجوع به دشوارزای شود.
فرهنگ فارسی
دشوار زای .
کلمات مرتبط
دشوارزاینده
سامانه ترابری خلبان دار اینده نگر
سیستم رزمی اینده خودرو زمینی سرنشین دار
حسین بن مرتضی سررشته دار زاده اصفهانی
دشوار
دشوار آمدن
دشوار افتادن
دشوار امد
دشوار امدن
نظرات