Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دشنام دادن

تلفظ بین المللی : /dˈoʃnɑm dˈɑdan/ تلفظ :‌ [d'oSnAm d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • روبرو دشنام دادن
  • دشنام
  • دشنام گو
  • دشنام گویی
  • دشنام ده
  • دشنام دهنده
  • دشنام زدن
  • دشنام شنیدن
  • دشنام شنیده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دشنام دادن. [ دُ دَ ] ( مص مرکب ) فحش دادن. نام کسی را به زشتی بردن. عیب کسی را گفتن. ( ناظم الاطباء ). ناسزا گفتن. استقذاف. ( دهار ). استیعاب. اسماع. ( تاج المصادر بیهقی ). اهتماط. بجوس. تسبیب. تشریز. تطلیة. تقاذف. تقصیب. تلقع. تمطیط. تهجیل. تهلیب. تهنید. جرح. جهار. ( منتهی الارب ). رصن. ( تاج المصادر بیهقی ). رمی. ( دهار ). سب.سبع. سحل. شتر. ( منتهی الارب ). شتم. ( دهار ). عذق. عضب. قد. قذع. ( م...

فرهنگ فارسی

فحش دادن . نام کسی را بزشتی بردن .

مترادف و متضاد

beshrew (فعل)نفرین کردن، لعنت کردن، دشنام دادن، هتاکی کردنmistreat (فعل)دشنام دادن، بدرفتاری کردنmisname (فعل)دشنام دادن، بنام اشتباهی صدا کردن...

واژه نامه بختیاریکا

دَر بریدِن؛ حرف بریدِن؛ کتره بریدِن؛ دَو دادِن

کلمات مرتبط

  • روبرو دشنام دادن
  • دشنام
  • دشنام گو
  • دشنام گویی
  • دشنام ده
  • دشنام دهنده
  • دشنام زدن
  • دشنام شنیدن
  • دشنام شنیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات